خرید بک لینک
با دلِ خونین لب خندان بیاور همچوجامنَی گَرَت زخمی رسد آئی چو چنگ اندر خروشتا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنویگوشِ نا محرم نباشد جای پیغام سروشدر حریم عشق نتوان زد دَم از گفت وشنیدزانکه آنجا جمله اعضا چشم باید بود و گوشبر بساط نکته دانان خود فروشی شرط نیستیا سخن دانسته گو ای مرد عاقل یا خموش"حضرت حا فظ" + قلمی شددر چهارشنبه هجدهم مرداد ۱۴۰۲ساعت 21:16&nbsp توسط بیدار  | 

برچسب: نویسنده: ماهان محمدی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1402 ساعت: 14:34

بَندی گُسَستَه است.خوابی شکسته است.رؤیای سرزمین،افسانۀ شِکُفتنِ گُل های رنگ رااز یاد بُردَه است.بی حرف، باید از خَمِ این راه عبور کرد:رَنگی کنارِ این شبِ بی مرز مُرده است."زنده یاد سهراب سپهری" + قلمی شددر شنبه چهاردهم مرداد ۱۴۰۲ساعت 21:23&nbsp توسط بیدار  | 

برچسب: نویسنده: ماهان محمدی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 14:22

مرگ من روزی فرا خواهد رسیددر بهاری روشن از امواج نوردر زمستانی غبارآلود و دوردر خزانی خالی از فریاد و شورمرگ من روزی فرا خواهد رسیدروزی از این تلخ و شیرین روزهاروز پوچی همچو روزان دگرسایهیی ز امروزها دیروزهادیدگانم همچو دالانهای تارگونههایم همچو مرمرهای سردناگهان خوابی مرا خواهد ربودمن تهی خواهم شد از فریاد دردمیخزند آرام روی دفترمدستهایم فارغ از افسون شعریاد میآرم که در دستان منروزگاری شعله میزد خون شعرخاک میخواند مرا هر دم به خویشمیرسند از ره که در خاکم نهندآه شاید عاشقانم نیمه شبگل به روی گور غمناکم نهندبعد من ناگه به یک سو میروندپردههای تیرهی دنیای منچشمهای ناشناسی میخزندروی دفترها و کاغذهای مندر اتاق کوچکم پا مینهدبعد من با یاد من بیگانهییدر بر آیینهام ماند به جاینقش دستی تار مویی شانهییمیروم از خویش و میمانم به خویشهر چه برجا مانده ویران میشودروح من چون بادبان قایقیدر افقها دور و پنهان میشودلیک دیگر پیکر سرد مرامیفشارد دست دامنگیر خاکبیتو دور از ضربههای قلب توقلب من میپوسد آن جا زیر خاکبعد ها نام مرا باران و خاکنرم میشویند از رخسار سنگگور من گمنام میماند به راهفارغ از افسانههای نام و ننگ."زنده یاد:فروغ فرخزاد"******وصف الحال من است.با یک تفاوت که من درخاک نخواهم شد.خود را به آتش سپرده و خاکسترم را به آب خواهم بخشید.کَی؟ هَر دَم که آید، خوش آید. + قلمی شددر پنجشنبه هجدهم خرداد ۱۴۰۲ساعت 0:42&nbsp توسط بیدار  | 

برچسب: نویسنده: ماهان محمدی تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 11:00

آدمیزاده!!

کودَن ترین آدمیان هم

در فریب دادن خود،

مهارتی نبوغ آسا دارند.

"کلیدر-محمود دولت آبادی"

+ قلمی شددر جمعه بیست و ششم خرداد ۱۴۰۲ساعت 2:44&nbsp توسط بیدار  | 

برچسب: نویسنده: ماهان محمدی تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 11:00

زندگانی گرچه بر ما تلخ و جانفرسا گذشتشکر یا رَب نیک یا بد هرچه بود از ما گذشتای خوش آن شامی که با هِجرِ مَهی آید به سَرخُرم آن روزی که با وصل بُتی رعنا گذشتروز وصل و کامرانی، شام هِجر و بیکَسیهرچه بود از ما گذشت، اَر زشت یا زیبا گذشتهمچو نرگس گرچه جام از کف نخواهم هِشت، لیکتَر دماغی بعد از این از ساغر و صهبا گذشتبنده ام جانبازی پروانه را در پیش شمعنقد هستی را زِ کَف بنهاد و بی پروا گذشتجای امنی نیست دنیا بَهرِ بینا، زآن حُبابچشم تا بگشود یِکسَر از سَرِ دنیا گذشتما غریبان را ز سَیر و گَشت کی دل وا شودلاله را بین داغدار از دامنِ صحرا گذشت."محمدحسین جلیلی کرمانشاهی" + قلمی شددر پنجشنبه یکم تیر ۱۴۰۲ساعت 22:11&nbsp توسط بیدار  | 

برچسب: نویسنده: ماهان محمدی تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 11:00

صفحه بندی